تبليغاتX
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز - متن سخن‌رانی نماینده ی کانون وحدت در دیدار تشکل‌های دانش‌جویی تبریز با خاتمی
کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
بشتاب رفیق! دنیای کهنه پشت سر توست...

صفحه ی نخست                  تماس با ما                  صفحه ی انگلیسی

متن سخن‌رانی نماینده ی کانون وحدت در دیدار تشکل‌های دانش‌جویی تبریز با خاتمی
اشاره: هفته ی گذشته در جریان سفر سیدمحمد خاتمی به تبریز و به دعوت ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان جمعی از تشکل‌های دانش‌جویی تبریز (آزاد، سراسری، تربیت معلم، پیام نور) با وی دیدار کردند. در جریان این دیدار تشکل‌های دانشجویی مواضع خود را در قبال فضای سیاسی کشور به آقای خاتمی اعلام کردند.آن‌چه که در پی می‌آید متن سخن‌رانی سعید فرهودی‌نیا (نماینده ی کانون وحدت) در این دیدار است.

«متن سخن‌رانی نماینده ی کانون وحدت»
 

در دیدار تشکل‌های دانش‌جویی دانش‌گاه‌های تبریز با  خاتمی
 

ما جوانان نسل سوم انقلاب هرچند خاطرات سیاسی‌مان از چند سال قبل از آغاز دوران اصلاحات دورتر نمی‌رود اما آن‌قدر پی‌گیر و پردغدغه بوده‌ایم و خودمان در دوره‌هایی آن‌چنان درگیر که بتوانیم از روی شنیده‌ها و خوانده‌ها فضای بسته و خفقان سیاسی و اجتماعی آن دوران را تجسم کنیم، دوران چندین ساله تاریکی که در خرداد ۷۶ با آمدن ندایی که سخن از دردهای انباشته مردم می‌زد نوید پایانش داده شد.

انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم در شرایطی برگزار شد که جامعه جوان ایران در اثر نرسیدن به مطالبات چندین و چند ساله‌اش معترض بود و این انرژی‌های انباشته با شنیدن حرف‌هایی که از جنس دردهای آنان بود در حمایت از کاندیدایی که اقلی از این مطالبات را نمایندگی می‌کرد به میدان آمدند و در نتیجه سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور ایران شد.

فضای سیاسی سال‌های اول سال‌هایی به یاد ماندنی و شاید بی‌سابقه پس از یک‌سال اول انقلاب ۵۷ بود، نشریات نسبتاً آزاد، روزنامه‌های مستقل، انتشار کتب جدید در موضوعات و مباحثی که سال‌ها سخن از آن‌ها اختصاص به جمع‌های کوچک محفلی داشت تأثیر بسیار زیادی در ذهنیت تازه شکل گرفته هم‌نسلان ما و حتی اذهان به رکود کشیده شده و منزوی شده نسل‌های پیشین داشت و مبانی نظری فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی این نسل در این دوران شکل گرفت و مسیر تکاملی خود را آغاز نمود.

سال‌های اول با وجود کارشکنی‌های فراوان نهادهای خارج از کنترل دولت به خاطر اشتراک گفتمان بین دولت و بدنه آگاه جامعه با موفقیت‌های نسبی پیش‌رفت تا جایی که آن دیگران زنجیرها را گسستند و و شمشیرها را از رو بستند و چون دیگر این گفتمان فابل حذف نبود شروع به حذف گوینده‌ها کردند که این حذف از بستن روزنامه‌ها تا کشتن نویسنده‌ها و روشن‌فکران دامنه داشت.

و این‌جا بود که جنبش دانش‌جویی تازه بیدار شده کتاب‌ها را زمین گذاشت و شروع به فریاد کرد و این‌جا بود که از دولتی که برای استقرار و ادامه کارش زحمت کشیده بود و هزینه داده بود انتظار حمایت و برخورد با بانیان این جنایات داشت، اما دریغ، در همین حین جنایتی دیگر روی داد، دانش‌جویان معترض به وحشیانه‌ترین شکل ممکن سرکوب شدند و آن‌چه نباید اتفاق می‌افتاد اتفاق افتاد و دولت و مجلس اصلاح‌طلب به سادگی از کنار مسئله گذشتند و درحالی که جنبش دانش‌جویی درحال فشار از پایین بود، آن‌ها در بالا عقب نشینی کردند و تداوم این وضعیت کم کم جنبش دانشجویی را به سردی و انفعال کشاند تا این‌که دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی تمام شد و خاتمی دوباره برای ریاست جمهوری ثبت نام کرد ولی این بار دیگر آن لبخند همیشگی گوشه لب آموزگار اصلاحات نبود، خاتمی با اشک‌هایی که حکایت از نتوانستن‌ها و نگذاشتن‌ها بود برای ریاست جمهوری دوره هشتم کاندیدا شد و جنبش دانش‌جویی این بار نیز با تحلیلی عمیق از شرایط کشور و در عین حال که به تمامی ضعف‌ها از یک سو و کارشکنی‌ها از سوی دیگر آگاهی داشت، با تمام توان در انتخابات به نفع اصلاحات شرکت کرد و اعلام کرد که اصلاحات زنده است.

 اما این بار تبدیل به یأس شدن امیدهای نسل جوان دیری نپایید و خاتمی با معرفی کابینه‌ای دور از انتظار، همه را غافل‌گیر کرد و از همین روزها می شد آینده را پیش‌بینی کرد.

بعد از برگذاری تأسف‌بار انتخابات مجلس هفتم توسط دولت اصلاحات جو عمومی دانش‌گاه‌ها به طور کل منفعل و غیر سیاسی شد، نتیجتاً شاهد حضور بسیار کم‌رنگ دانش‌گاه در انتخابات ریاست جمهوری دور نهم بودیم که این حضور کم‌رنگ نه به خاطر صادر شدن بیانیه‌های تحریم از سوی بخشی از بدنه فعال سیاسی دانش‌جویی بلکه با توجه به مسائل ذکر شده و از دست رفتن پایگاه اصلاح‌طلبان در میان عموم دانش‌جویان که اکثریت قریب به اتفاق آنها ناراضی بودند بود و در این میان فقط معدودی از دانش‌جویان سیاسی دانش‌گاه ها از جمله شاید خود ما نه با رضایت از عمل‌کرد اصلاح‌طلبان بلکه از هراس تسلط اقتدارگرایی مجدداً فعالانه در انتخابات شرکت کرده و از کاندیدای اصلاح‌طلبان حمایت کردند.

 

 اما امروز...

در شرایط فعلی کشور شاهد ظهور جنبش‌های اجتماعی مانند جنبش زنان،کارگران و تولد مجدد جنبش دانش‌جویی و این بار به شکل مستقل‌تر از گذشته و با گفتمانی مستقل و رادیکال‌تر هستیم. همان‌طور که می‌دانیم جنبش‌های اجتماعی نمود نارضایتی‌هایی است که در سطوح زیرین جامعه ایجاد شده است و از طرفی اصلاح‌طلبان نیز همواره مطالبات خود را برآیند نیازهای جامعه دانسته‌اند، حال بحث اصلی بر سر نسبتی است که این جریان با جنبش‌های اجنماعی دارد و سوال اساسی این است که چرا جریان اصلاح‌طلبی هیچ قرابتی با جنبش‌های اجتماعی کنونی نشان نمی‌دهد؟ این در شرایطی است که اصلاح‌طلبان از نهادهای حکومتی دور مانده‌اند و برای ایجاد تغییرات و اصلاح شرایط موجود در تقلا برای ورود مجدد به بخش‌هایی از حاکمیت هستند و در این مسیر نیازمند حمایت بدنه جامعه که جولان‌گاه جنبش‌های مذکور است می‌باشند و چرا حتا در این شرایط تقریباً هیچ حمایتی از جنبش‌های اجنماعی نوظهور و در سرآمد آن جنبش دانش‌جویی دوباره پاگرفته نمی‌کنند و یا حتا مواضعی مخالف آن اتخاذ می‌کنند؟ با این وصف چه تضمینی وجود دارد که اصلاح‌طلبان پس از ورود به بخشی از حاکمیت در این مسیر گامی بردارند و یا حتا با سکوت خود و یا... در سرکوب هرچه بیشتر این جنبش‌ها شریک نشوند.

 

چرا هنگامی که کوچک‌ترین برخورد با خود اصلاح‌طلبان صورت می‌گیرد موضع‌گیری‌ها و حمایت‌های سفت و سخت سران و احزاب اصلاح‌طلب را به همراه دارد اما وقتی که بیش از ۴۰ نفر از دانش‌جویان از طیف‌های مختلف در عرض چند روز به شکل فله‌ای بازداشت می‌شوند آقایان اصلاح‌طلب حتا حاضر نیستند کوچک‌ترین حمایتی از این دانش‌جویان به عمل آورند؟ آیا عدم به رسمیت شناختن جنبش دانش‌جویی که اینک در حال خلق کردن گفتمان‌های جدید سیاسی با مواضع مستقل خود است نشان از آن ندارد که اصلاح‌طلبان با شکل‌گیری یک جنبش دانش‌جویی مستقل مشکل دارند؟ آیا اصلاح‌طلبان، دموکراسی و حقوق بشر را در دایره تنگی تعریف می‌کنند که نمی‌توان جنبش دانش‌جویی را در آن گنجاند؟ یا تعریف‌شان از دموکراسی و حقوق بشر گزینشی و متفاوت است؟

 آن‌چه که در طی یک ماه اخیر جنبش دانش‌جویی از سر گذرانده و مواضع تأسف‌بار اصلاح‌طلبان در قبال آن باعث شگفتی فعالین دانش‌جویی شده است .

عده‌ای از اصلاح‌طلبان با نگاه از بالا به پایین ظهور جنبش دانش‌جویی و شعارهای بعضاً تند آن را سناریوی احمدی‌نژاد برای غیرسیاسی کردن فضای دانشگاه و سوق دادن دانش‌جویان به سمت تحریم و نتیجتاً حضور کم‌رنگ دانش‌گاه و شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس هشتم می‌دانند. تحلیلی سردستی و فرافکنانه که ضمن مشروع جلوه دادن خود، جنبش دانش‌جویی فعلی را نیز بی‌هویت و بدون اصالت معرفی می‌کند. سوالی که این‌جا باید از این دوستان پرسید آن است که با وجود نهادی به نام شورای نگهبان و قابلیت قانونی ردصلاحیت‌ها در هر مقیاسی چه نیازی است که جناح حاکم فضای دانش‌گاه را به سمت رادیکال شدن و تحریم انتخابات سوق دهد؟ اگر اصلاح‌طلبان به شکل گسترده‌ای رد صلاحیت شوند جناح حاکم چه هزینه‌ای را متحمل خواهد شد که برای جلوگیری از آن به شارژ تحریم در دانشگاه متوسل شود؟ آیا این تحلیل، توهینی به شعور ما نیست؟

نظاره کردن همین اظهار نظرها و موضع‌گیری‌هاست که وادار می‌کند بخشی از جنبش دانش‌جویی اصلاح‌طلبان را معامله‌گران بازی قدرت بنامد. ادامه این روش سیاست‌ورزی و گفتمان حاکم بین اصلاح‌طلبان باعث تضادهای هرچه بیش‌تر و ایجاد شکاف عمیق بین این جریان و جنبش‌های اجتماعی و نتیجتاً بدنه جامعه خواهد شد و با توجه به این‌که این جنبش‌ها در حال رشد و فراگیر شدن هستند قابل پیش بینی است که گفتمان اصلاح‌طلبی در آینده‌ای نه چندان دور به انزوا رفته و از صحنه مبارزات اجتماعی حذف شود و تبدیل به گفتمانی کاملاً درون حاکمیتی و صرفاً پی‌گیری سیاست در کسب پست‌های حکومتی گردد.

نشانه‌های این به حاشیه رفتن را می‌توان به وضوح در مراسم گرامی‌داشت روز دانش‌جوی امسال در دانشگاه‌های مختلف و تجمعات و اعتراضات مختلف دانش‌جویی دید، به طوری که اصلاح‌طلبان تقریباً جای‌گاه خود را دربین گفتمان‌های اساسی و گسترده در جنبش دانش‌جویی از دست داده‌اند.

 

و اما در قبال انتخابات، بدیهی است جنبش دانش‌جویی ضمن تأکید بر این‌که انتخابات به عنوان یک رخداد سیاسی تنها در شرایط خاصی امکان تأثیر گذاری دارد به انتخابات به عنوان حد نهایی فعالیت و حضور سیاسی خود نمی‌نگرد.
بیایید کمی روراست باشیم.
پنجشنبه 6 دی1386       
از میان اخبار
آرشیو اخبار

اول ماه مه، روز تجلی همبستگی کارگران جهان گرامی باداول ماه مه، روز تجلی همبستگی کارگران جهان گرامی باد دانشجویان دربند را آزاد کنید
تشکل سیاسی-دانشجویی کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز
تاسیس: ۱۳۷۷
نشریات تشکل: ندای دانشجو، صفیر اصلاحات (توقیف شده)، جمهور (توقیف شده)
دبیران تشکل از ابتدا تا کنون: رشید سپهروند، موسا علی‌پورزنوزی، صیام گنجه‌ای، جواد کاظمی، ساناز ارجمند


پیوندها
انجمن دفاع از کودکان کار و خیابان
کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران
نشریه یِ برابری
نشریه یِ نقد ِ نو
خبرگزاری دسترنج
آزادی برابری
خبرنامه ی پلی‌تکنیک
سلام دموکرات
علامه بلاگ
تریبون آزاد
درفش کاویانی (مشهد)
خبرنامه ی فعالین مازندران
انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه اراک
انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد کاشمر
انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه شهرکرد
انجمن اسلامی صدای دانش‌جو دانش‌گاه شهر ری
اخبار و مقالات جنبش کارگری
انجمن روی خط دانشجو
انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد تبریز
جنبش دانش‌جويی دانش‌گاه آزاد گرگان
خبرنامه فعالین دانش‌جویی دانش‌گاه آزاد کرج
انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه شهید رجایی
کمپین آزادی پلی‌تکنیک
مایند موتور
انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه آزاد مشهد
پلی‌تکنیک نیوز
تلخی‌ها
خبرنامه ی جنبش مسلمانان مبارز
چگونه ایران را بسازیم
اتحادیه ی آزاد کارگران ایران
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه
رخداد